الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

69

الغدير ( فارسي )

تازه اين جريان پس از شور و غوغائى بود كه مسلمانان براى تأخير در اجراى حد برپا كردند كه جريان آن در ص ج 15 از ترجمه ى فارسى گذشت . و از عموزاده اش سعيد بن عاص توضيح بخواه كه چون از طرف عثمان پس از وليد به حكومت كوفه رسيد دستور داد منبر و محراب مسجد جامع كوفه را شستشو دهند تا از آلودگى به نجاست آن تبهكار پاك شود . و نيز از سبط پيامبر امام حسن توضيح بخواه كه چون در مجلس معاويه به سخن پرداخت گفت : اما تو اى وليد به خدا سرزنشت نمىكنم كه چرا با على دشمنى زيرا براى باده گسارىات هشتاد تازيانه به تو زد و پدرت را پيش روى رسول بكشت و توئى آن كس كه خداوندش تبهكار ناميد و على را مؤمن ناميد و اين همان گاه بود كه به فخر فروختن بر يكديگر برخاستيد و تو به او گفتى : خاموش باش على كه من دلم از تو شجاعتر و خود از تو زبان آورترم على به تو گفت خاموش باش وليد كه من مؤمنم و تو تبهكارى و خداوند نيز در هماهنگى با سخن او اين آيه فرستاد : « آيا كسى كه مؤمن بود همچون كسى است كه فاسق بود ؟ مساوى نيستند » و نيز در هماهنگى با سخن او اين آيه درباره ى تو فرستاد : « هر گاه تبهكارى خبرى براى شما آورد در پيرامون آن تحقيق كنيد . » واى بر تو وليد ! هر چه را فراموش كرده اى سخن شاعر ( 1 ) را از ياد مبر كه درباره ى تو و او گفته : « با آن كه نامه ى خدا گرامى بود خدا درباره ى على و وليد - كنار يكديگر - آيه نازل كرد . على را مؤمن و وليد را فاسق خواند هرگز مؤمن خداشناس با فاسق خائن برابر نيست در آينده ى نزديك على و وليد را آشكارا به سوى حساب خواهند خواند . پاداش على را بهشت قرار مىدهند و پاداش وليد را خوارى چه بسيار از نياكان عقبة بن ابان ( 2 ) بودند

--> ( 1 ) مقصود از او حسان بن ثابت است بر گرديد به ترجمه الغدير ج 3 ص 74 تا 77 ( 2 ) ابان نام بو معيط جد وليد است